گناه غیبت - قسمت چهارم

موارد مجاز غیبت

متجاهر به فسق: یعنی کسی که آشکارا گناه می‌کند و از ارتکاب به معاصی پیش چشم مردم باکی ندارد. ضمنا جواز غیبت در مورد همان گناهانی است که فرد علنی انجام می‌دهد نه سایر عیوب و گناهانش.

بدعت گذار: بدعت گذار کسی است که با نام دین، چیزی را که از دین نیست پایه می‌گذارد و مردم را با این کار منحرف می‌کند.

ظالم و ستمگر: بازگو کردن ستم در غیاب شخص ستمگر در شرایطی جایز است:

  • نیت و قصد مظلوم، دفع و رفع ظلم باشد.
  • مظلوم فقط در مورد ستم  و ظلمی که در حق او شده سخن بگوید.
  • مظلوم نزد کسی از ظالم غیبت کند که هم توان کمک کردن به او و هم امید و یاری حمایت او را داشته باشد.(مانند دادگاه کیفری و حقوقی اسلامی) ضمنا باید توجه کرد که فقط خود مظلوم می‌تواند با بیان ستمی که در حق او شده، از خویش دفاع کند.

 

گواهی دادن نزد قاضی

اگر در جایی تنها بتوان با غیبت ، گناه یا منکر مهمی را دفع کرد.

آگاهی دادن: مثلا اگر در غیاب کسی نفی کمال او را بگوییم مثلا بگوییم که مهارت یک مهندس کم است و قصد ما نقص و تحقیر او نباشد.

نصیحت فردی که طالب مشورت است: در مواردی که نگفتن عیب و نقص کسی مایه گرفتاری و دردسر مومنی یا مفسده بزرگی می‌شود، غیبت برای جلوگیری از مفسده بزرگتر جایز می‌شود.

غیبت غیر معین: یعنی غیبت به صورتی باشد که مشخص نباشد که منظور چه کسی است. مثلا بگوید امروز گرفتار نادانی شدم.

 

برگرفته از سه کتاب : اخلاق الهی  جلد 4(مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی) فصل غیبت،  کتاب معراج السعاده مرحوم نراقی بحث غیبت(صفحه446) و چهل حدیث امام خمینی (ره) حدیث  19 است.

/ 0 نظر / 30 بازدید