گناه غیبت - قسمت پنجم

علاج غیبت

امام صادق (علیه‌السلام):

فَإِنْ أَرَدْتَ اَلسَّلاَمَةَ فَاذْکُرِ اَلْخَالِقَ لاَ اَلْمَخْلُوقَ فَیَصِیرَ لَکَ مَکَانَ اَلْغِیبَةِ عِبْرَةً وَ مَکَانَ اَلْإِثْمِ ثَوَاباً.

و اگر مى خواهى سالم بمانى به یاد خالق باش نه به یاد مخلوق، این سبب مى شود که به جاى غیبت (از عیوب دیگران) عبرت بگیرى و به جاى گناه پاداش براى تو حاصل شود.

برای معالجه این صفت باید انسان به عواقب و نتایج این صفت نگاه کند و ببیند که این گناه چه نتایج وخیمی در دنیا و آخرت برای او خواهد داشت. از طرف دیگر وقتی انسان عیب جسمانی و مربوط به آفرینشی فردی مثل کوتاه قامتی فردی را برمی‌شمارد، به نوعی آفرینش خدا را زیر سوال برده است.

و اگر درباره‌ی نقص روحی فردی غیبت صورت بگیرد، غیبت کننده باید توجه داشته باشد که به جای بر شمردن عیب برادر خود، به اصلاح و رفع عیوب خود بپردازد. شاید همان عیب که غیبت برادر خود کرده یا بزرگتر از آن در او باشد ولی از آن غافل باشد.

غیبت رذیله‌ای است که از اسباب دیگری سرچشمه می‌گیرد. شخصی که مبتلا به این بیماری است ابتدا باید عامل بیماری را در خود پیدا کند و آن‌ را از وجود خود ریشه کن نماید. مثلا یکی از ریشه‌های غیبت: هم‌نشینی با افراد و دوستان و شرکت در مجالس غیبت است. چنین فردی در واقع رضایت مخلوق را با همراهی آنان در غیبت کردن بر خشنودی خداوند مقدم داشته است. باید شخص مومن بنگرد که آیا شایسته است که رضایت مخلوق را بر خالق ترجیح دهد؟

از نظر عملی هم با توکل و استعانت از خدا و توسل به حضرات معصومین (علیهم السلام) سعی کند که از غیبت دوری کند. برای مثال باید:

  •  اختیار زبان را در دست گرفته و کمتر سخن بگوید و قبل از هر سخنی آن را بسنجد که مبادا در آن غیبتی باشد.
  • در معاشرت با دوستان و شرکت در محافل و مجالس احتیاط به خرج دهد و مواردی را برگزیند که دچار غیبت نگردد.
/ 0 نظر / 27 بازدید